امروز زیاد حالم رو براه نیست. هرچند باید بهش توجهی نکنم تا درست شه. اما نیچه رو دست گرفتمو دارم میخونم. بعدشم ظهر میریم خونه بابابزرگم نوبت مامانه و غذا رو اونجا میخوریم. بعدش میام خونه وباقی کارها دیروز فقط دو سه تا کارمو نرسیدم که کوچیکم بودن تنبلی کردم اما امروز همشو انجام میدم. خلاصه که همین. خبر دیگه ای نیست. بابا بزرگم حالش زیاد خوب نیست :(( امیدوارم زودتر خوب بشه. خیلی ضعیف شده. همشم تقصیر اون زنه هست. همش بهش قرص خواب اور میدادو غذا هم هیچی :(((( دیر هم اعتمادی بهشون نیستا. بگذریم. بهتره برم تا قبل از خونه باباجی کتابو کلی جلو برده باشم. 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

اخلاص دفتر خدمات الکترونیک قضایی معالی آباد ♫♪ یک سبد ترانه ♪♫ راه روشن Time Movies قصه نویسی ، داستان نویسی ، خاطره نویسی نوروز 1398 آموزش تندخوانی